کد خبر: 4041710
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۵:۱۹
یادداشت

شکوائیه‌‌‌‌ای از مردمان نجیب به استاندار مازندران

مردم صبور شهرستان لفور، با همه کاستی‌ها و محرومیت‌ها ساختند و پای آرمان‌های انقلاب ماندند. اکنون نوبت شماست که مردمان این سرزمین را به حق اولیه آنها در زمینه آب آشامیدنی سالم برسانید. یادداشت ذیل، شکواییه‌‌ای است از مردمانی نجیب و صبور به استاندار مازندران.

سد لفورتاکنون نام لفور شنیده‌اید شاید نام سد لفور، سد آیت‌الله صالحی مازندرانی یا سد البرز را شنیده باشید، آبشار گزو یا جنگل‌های هیرکانی یا آبگرم آری، هفت آبشار تیرکن، امام‌زاده سیدعلی کیاسلطان امامکلا یا همان شاه‌کلای سابق، مهم نیست این مناطق از آن سوادکوه است یا بندپی بابل، چون من روی سخنم با استاندار مازندران است چرا که مسئولان شهرستانی ظاهراً هیچ مسئولیتی ندارند.

خیلی صبر کردم که چشم‌پوشی کنم و با توجه به وضعیت بودجه‌ای کشور برخی نواقص را تحمل کنم، اما گناه این مردم زحمت‌کش که نشان عظمتشان تصاویر شهدایی است که بر تارک این روستا می‌درخشند و تا پای جان یکسره سپاه توحید بودند، چیست؟ هرچند این مردم آنقدر نجیب هستند که خود را بدهکار انقلاب می‌دانند، ولی مسئولان که نباید وظیفه خود را فراموش کنند.

فرزندانشان بیکارند و بعضاً در دام اعتیاد گرفتار شدند، بماند، درمانگاه‌شان مجهز به آمبولانس و پزشک تمام وقت نیست، بماند، جاده حمل و نقل‌شان از شارقلت تا امام کلا جز خسارت به خودرو عایدی برای رانندگان این منطقه ندارد، بماند، در همین روستای کالیکلا بیش از ۱۰ سال است که ساختمان دبیرستان شبانه‌روزی، نیمه‌کاره رها شده بماند، کارخانه آب معدنی در ابتدای ورودی کالیکلا ۲۰ سالی است فقط یک سوله توخالی است، بماند، یک سری بیکاران این مرزو بوم در محیط سد لفور زیر نظر کارفرما با روزی ۱۰۰ هزار تومان کار می‌کنند، بماند، هیچ اقدام برای ساماندهی آب‌های فاضلاب روستا برای ورود به آب رودخانه که در نهایت وارد سد می‌شود انجام نشد، بماند.

استاندار عزیز؛ بماند‌ها تمام نشد از بی‌نظمی‌های کارفرمای اداره آب بگویم که پس از دفن لوله آب بیش از دو سال است هنوز تلی از گل در کوچه پس‌کوچه روستای کالیکلا مزاحمت می‌کند هم بماند. اما می‌خواهم از خسارت آب بگویم، منظورم طغیان رودخانه در چند سال گذشته که زمین‌های کشاورزی از امامکلا تا عالمکلا را سنگباران کرد و همان زمان گزارش «نبرد سنگ و شالی» را رسانه‌ای کردم و قرار شد بیمه خسارت این کشاورزان را بپردازند و نیمه کاره رها شد، نیست. می‌خواهم از خسارت آب سر سفره مردم این منطقه بگویم که منجر به بیماری‌های گوارشی و سنگ کلیه این روستا شده است.

استاندار عزیز اینجاست که می‌گویم لفور خوزستانی دیگر در ایران، چراکه آب رودخانه این مناطق به شهر‌های اطراف می‌رود، اما خودش باید از آب گل‌آلود استفاده کند البته خسارت‌های این آب غیر از سلامت مردم منجر به خسارت مالی نیز شده و تأسیسات و آبگرمکن این مناطق به دو سال نرسیده دچار پوسیدگی و خرابی می‌شوند و همین‌طور ضرر پشت ضرر.

ولی حسینی‌پور عزیز به یاد دارم که در کتاب‌های‌مان می‌خواندیم آب مایع‌ بی‌رنگ و بی‌بو است، اما آب روستای ما هم رنگ دارد و هم بو، البته از مزه هم بی‌نصیب نمانده مزه گِل می‌دهد نه گُل.

آب را گِل نکنیم لفور را وِل نکنیم، شاید در این دیار، پدر پیر شهیدی نان خشکی فرو برده به آب، بیا تا مزه نانش، مزه گِل نکنیم.

اینجا روستا کالیکلای سوادکوه است قریب به ۲۰ تیم از شهرستان‌های مختلف ایام نوروز مسابقه خواهند داد خدا را شکر کالی‌کلا و کلا‌های دیگر لفور در این دوره از مسابقات سرشان بی‌کلاه نمانده و همه شرکت کردند، اما اغلب به سراغ بازیکنان خارجی رفتند کاش این مجتمع ورزشی ۲۰ سال پیش ساخته می‌شد و امروز روستا‌های لفور به سراغ بازیکنان دیگر شهرستان‌ها و استان‌ها نمی‌رفتند. اما جای شکرش باقی است که این مجتمع ورزشی با نام شهید تقی توکلی هر چند با تأخیر، بالاخره ساخته شد و همچون مدرسه شبانه‌روزی با کلی هزینه، گرفتار جلبگ‌های فراموشی نشد.

استاندار عزیز لفور را آباد کنید برای اقتصاد پایدار لفور برنامه‌ریزی کنید نگذارید مردمانش برای نان شب زمین‌هایشان را بفروشند، در همین لفور روستا‌هایی است که بیش از ۵۰ درصد از ساکنین‌شان غیربومی شده و این شیوه در دیگر روستا‌ها نیز ساری شده، متأسفانه وجود شورا‌های ضعیف، دهیاران کم‌توجه، بخشدار و فرماندار بی‌انگیزه دمار از روزگار مردم درآورده است. این گزارش نیست دادخواهی است و بیان مشتی از خرمن مشکلات این دیار.

یادداشت از علی پاداشی سردبیر ایکنا مازندران

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha