
به گزارش ایکنا از مازندران، در روستای آرام و باصفای امره ساری، شبی فرا رسید که نامش را باید با مُشک و آه نوشت؛ شب شام غریبان و شب
شهادت حضرت فاطمه (س)، مردم مؤمن و دلداده، به رسم سالیان، گرداگرد صحن مسجد امام جعفر صادق(ع) جمع شدند؛ جایی که نالههای تعزیه، خاک را به لرزه میانداخت و دلها را در دامان حزن فاطمی مینشاند.
اما امسال، این شب تنها یک شب سوگ نبود. شبی بود که آسمان بر زمین خم شد و هدیهای آسمانی را در میان عزاداران فاطمی نهاد؛ پیکر شهیدی خوشنام، فرزندی از نسل فاطمه(س)، مسافر دیروز جبههها و مهمان امروز دلهای عاشق، گویی در هنگامه آن حزن ملکوتی، شهید آمده بود تا بگوید که راه مادر مظلومهمان، با خون ما روشن نگه داشته شده است.
حضور او نه تنها فضای روستا که جان مردم را دگرگون کرد. اشکهایی که برای مظلومیت زهرا(س) میریخت، این بار با بغضِ احترام به شهیدی آمیخت که بیصدا، اما با شکوهی عظیم، بر دوش دلها میگذشت.
مردم امره، با دستانی که از عشق میلرزید و قدمهایی که از شوق ثبات داشت، شهید را همچون امانتی آسمانی بر دوش گرفتند. تشییع او در میان زمزمههای «یا زهرا(س)» تجدید بیعتی بود با ولایت؛ گویی هر گام، حجتی بود بر وفاداری آنان به راهی که زهرا(س) برای تاریخ ترسیم کرد.
در این شب، آسمان و زمین برای لحظهای در امره ساری به هم رسیدند؛ جایی که سوگ فاطمی با شکوه شهادت دست در دست هم داد و نوای تعزیه با عطر خون شهید، شعری از عشق و وفاداری نوشت. تشییع زینب(س) و تشییع شهید، در هم آمیخت؛ دو پرچم، دو روایت، دو نور که بر یک مسیر تابیدند و یک پیام را فریاد زدند که صبر زینب(س) و خون شهید، دو ستونِ استواریِ راه ولایتاند؛ راهی که از کربلا آغاز شد و تا امروز، از دل روستاهای کوچک نیز، به سمت آسمان ادامه دارد.
شبی که نشان داد راه ولایت از دلِ سوگ فاطمه آغاز شده و تا سپیدهدم ظهور، با قدمهای شهیدان روشن خواهد ماند.




انتهای پیام